|
همیشه به بلنــدی شــب یلدا مــی خندیــدم .. بلند ، طولانی ، ماندگار ... فقـــط بــرای یک دقیقـــه چقدر خندیدم بــرای این یک دقیقـــه ! اما آن روز که بار سفر بسته بودی و گفتم یک تر بمان و تــو گفتی :وقت تنــگ است ، کوله بــار بــاید بســت بــاید رفــت ! آن روز فهمیدم ایــن یک دقیقـــه های غریبانه چه غـــوغــایی می کنند .. یک دقیقـــه بــا تــو بودن چقدر مهــــــم اســت طولانـی اســت مــاندگار اســت چقدر گریســـتم بــرای این یک دقیقـــه ! دقیقـــه بیش + نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387 20:27 توسط لیدا |
|