تبليغاتX
^.^.×××با تو ولی تنها×××^.^.

^.^.×××با تو ولی تنها×××^.^.

سخت ترين تجربه بود
بي تو تجربه كردن
تلخ ترين خاطره بود
بي تو خاطره داشتن
كار هر روز دلم بود
بعد تو گريه كردن
دل من يك آرزو داشت
در كار تو زنده ماندن
قلب من در فكر آن بود
با تو تا ابد تپيدن
ولي حال هيچ ندارم
هدفي تا رسيدن
تن سردم را نيست چاره اي
جز دست گرمت را گرفتن
و تو عاقبت شكستي
دل تنگم را با اينطور رفتن

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 23:42 توسط لیدا |


خدایا شرمنده ام ...

حرفهایت را شنیده ام و می دانم ...
اما چون کودکی لجباز مسیر خود می روم ،
پشت به تو می کنم به جلوی رویم می آیی ....
چشمانم را می بندم در ذهنم نوازش می کنی ....
فراموشت می کنم لحظه به لحظه به یادم داری ....

بنده تو می فهمد که هر روز کوله بار شرمش سنگینتر از دیروز است ...
به خودت قسم که می فهمد و می داند ، اما ....
چاره چیست ؟

ضعیفم آفریدی ، دست و پایم در زنجیر هوس خلق کردی و میل سرکش پرواز به سویت را در درونم نهادی ...
شکنجه است ؟؟
یا امتحان ؟؟
اما شیرین است !

دوستت دارم که دوستم داری و توجه داری به من ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 23:38 توسط لیدا |


متشكرم
 براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
 براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
 براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
 براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
 براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
 براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
 براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
 براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
 براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
 براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من
 بودي.
 براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
 براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
 براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
 براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو
 با من بودي.
 براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
 براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
 براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و
 صداي قلبم را شنيدي.
 
 به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
 لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
 آغوش من هميشه براي تو باز است.
 هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
 هميشه پشتيبانت هستم.
 من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.
 فقط كافي است چيزي از من بخواهي ,
 بلافاصله از آن تو خواهد شد.
 مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
 من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من
 هستي.
 در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
 هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه
 نياورم.
 همين الان در فكر تو هستم.
 تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه
 لبخند بر لب داري.
 من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ
 است.
 هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب
 كن.
 من هنوز در چشمانت گم شده هستم.
 تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 23:23 توسط لیدا |


 

 

يکي بود يکي نبود.اون که بود تو بودي اون که تو قلب تو نبود من بودم.يکي داشت يکي نداشت.اون که داشت تو بودي اون که جز تو کسي رو نداشت من بودم.
يکي گفت يکي نگفت اون که گفت تو بودي اون که دوست دارم رو به جز تو به هيچ کس نگفت من بودم.يکي رفت يکي نرفت اون که رفت تو بودي اون که به جز تو به دنبال
هيچ کس نرفت من بودم...!!!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 23:21 توسط لیدا |


اشک روي صورتم هست دونه دونه تو دنيا کسي قدر دل منو نمي دونه اين دل نمي تونه که
بي تو بمونه دوس داره که تا صبح واسه تو بخونه آخه اين دل من بي تو شده ديونه بري
ازش مي مونه فقط يه ويرونه.....
نشستم يه گوشه اي يه اتاق تاريکه تنها شدم خيره به در با کوله باري ز غمها يه نگا مي کنم
به در يه نگا به تلفن يه حس بهم مي گه خاطراتو مچاله کن چطور فراموشت کنم توي نفس
برام نذاشتي توي دنيا هيچ کس برام  يه حس بهم مي گه که عمر من شده تلف يه حس  ديگه
مي گه فقط توي  بودي هدف جون من بسته به جونت نفسم به نفست نذار بميرم انتظار ديگه
بسه سکوتو بشکن يه بار پا بذار رو غرورت اين من عاشق هر روز منتظر غروب تا اون
روز که بياي مي دوزم چشم به دربياي و ببيني منتظرم با چشم تر.......
اي دل تنها بسه چشم انتظاري من موندمو شبهام شباي بي قراري چرا تنهام مي ذاري ؟
چرا تنهام مي ذاري؟باز اون چشات دوباره اومد به يادم باز اون نگات منو داده به بادم
خدا برس به دادم اي خدا برس به دادم ......
چه قد زدم برات خودمو به آتيشو و برف احساس يخ زدن و سوختن  قاطي شدن الان ديگه
دلم شده برات يه ذره نمي دونم کي بود که چه حرفايي زد بهت فکرت نمي ره از ذهنم يه
لحظه ياد نگاهت مي افتم دستام مي لرزه ياد روز خاکستري رفتنت ديگه قطع کردم اميدو
از همه ديگه بسمه پس نزن دستمو ديگه از غم تنت خستمه صحبت يکي دو روز نيست
صحبت انتظار من 5 ماهو 10 روزه که به انتظارتم ......

اشک روي صورتم هست دونه دونه تو دنيا کسي قدر دل منو نمي دونه اين دل نمي تونه که
بي تو بمونه دوس داره که تا صبح واسه تو بخونه آخه اين دل من بي تو شده ديونه بري
ازش مي مونه فقط يه ويرونه.....

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 23:13 توسط لیدا |


چه کسى کر است؟

 

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش

رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او

در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگى شان رفت و مشکل را با او در

ميان گذاشت.

دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت

چقدر است آزمايش ساده اى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به

من بگو:

«ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو.

اگر نشنيد همين کار را در فاصله  ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به

همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.»

آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه  شام بود و خود او در اتاق

تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است.

بگذار امتحان کنم.

سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟

جوابى نشنيد.

بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم

شام چى داريم؟

باز هم پاسخى نيامد.

باز هم جلوتر رفت و از وسط حال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش

فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟

باز هم جوابى نشنيد.

باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد.

اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟

زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار مى گويم: خوراک مرغ!

 

نتيجه اخلاقى

مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر مىکنيم در ديگران نباشد و عمدتاً در

خود ما باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386 22:42 توسط لیدا |


                                  

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 21:50 توسط لیدا |


 
 
 
آسماني ومن ريشه در زمين دارم
هميشه فاصله اي هست-داد ازاين دارم
قبول کن که گذشته ست کار من از اشک
که سال هاست به تنهايي ام يقين دارم
تو نيز دغدغه ات از دقايقت پيداست
مرا ببخش اگر چشم نکته بين دارم
بخوان و پاک کن واسم خويش را بنويس
به دفتر غزلم هرچه نقطه چين دارم
کسي هنوز عيار ترا نفهميده ست
منم که از تو به اشعار خود نگين دارم
 
 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 21:38 توسط لیدا |


تقدیم به ع

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 21:31 توسط لیدا |


نام بی نشون تو در برگی از دفتر زندگی ام نقش بسته است.

هنگامی که خواستم تنها نام تو را آتش بزنم برگ برگ زندگی ام

سوخت! از دیروزها به دنبالت دویدم و به امید دیدارت به امروز

رسیدم. ولی افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفرکردی.

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 21:28 توسط لیدا |


سخته یکی بهت بگه ستارشو بچینمت

بعد یه مدت بگه دیگه نیا ببینمت

 
 
 
 

می خوام تو دنیای چشات گم بشم تو دشت عشق بوته گندم بشم می خوام بپاشی خنده هات به سر و روی من پرنده های عشق تو پر بکش سوی من می خوام تورو تا وقتی که جون دارم کنار تو می خوام که جون بسپارم می خوام که داغ نفست صورتم گرم کنه شعله آتیش دیگه از حرارتش شرم کنه می خوام صدای قلبتو روی تنم حس کنم تا واسه خاطراتمون یه فال حافظ کنم سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره بزار تا آروم دل بی تابت بگیره بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره حتی من از شنیدنش گرییم میگیره بزار رو سینم سرتو چشمای خیس و ترتو بزار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهن تو بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم جز تو کسی رو ندارم نزدیکترم نفس بکش وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش میاد یه حالتی تو چشمات که عشق خودش باهاش میاد

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 22:49 توسط لیدا |


+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 22:45 توسط لیدا |


بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی

می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من

چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن

تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم

نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی

توی این کابوس درد،رویایه محربونمی

وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز

عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم

نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم

ممنونم که بچه بازیهام رو طاقت می کنی

هر چقدر که بد میشم اما تو نجابت می کنی

هر کجای دنیا که باشم بامنی و بر منی نگران حال و روزم

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 22:43 توسط لیدا |


 
 
TinyPic image
 
یکی بود.یکی نبود.
اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم.
یکی داشت و یکی نداشت.
اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم.
یکی خواست و یکی نخواست.
اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نمی خواست من بودم.
یکی برد و یکی باخت.
اونی که برد تو بودی و اونی که به تو باخت من بودم.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 22:24 توسط لیدا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من ! زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد !

حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم !

ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ...

گله اي نيست!!!


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته چهارم فروردین 1387

هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
آبان 1386



پیوندها

گل اٍحسـاس
^^^^^^^^^
همیشه در قلب منی شیلا
^^^^^^^^^
...:::عاشقانه:::...
^^^^^^^^^
aref ziro
^^^^^^^^^
پسر تنها
^^^^^^^^^
هر چی بخوای این تو هست
^^^^^^^^^
haray haray ban tourkooooom
^^^^^^^^^
مربع مستطیل عشق
^^^^^^^^^
تفریح و خنده
^^^^^^^^^
...زمستان بهانه است...
^^^^^^^^^
torklerle
^^^^^^^^^
khode khoda
^^^^^^^^^
تنهاترین تنها
^^^^^^^^^
ببخش اگر چند غزل معطل می شوی...
^^^^^^^^^
تنهاترین
^^^^^^^^^
طلوع من ...
^^^^^^^^^
برگی از یک دفتر
^^^^^^^^^
oxtay
^^^^^^^^^
زمانی برای بودن
^^^^^^^^^
آنلاین یا آفلاین(مچ گیری:d)
^^^^^^^^^
عسل خانوم
^^^^^^^^^
به یاد تو
^^^^^^^^^
خورشید حق
^^^^^^^^^
انجمن ادبی
^^^^^^^^^
صنم
^^^^^^^^^
برق چشمان آسمان مژده اشک است
^^^^^^^^^
محمد
^^^^^^^^^
ماه من...مونس تنهايي ام
^^^^^^^^^
** تنها ترین تنها منم **
^^^^^^^^^
گروه ترانسفر 888 گروه سام
^^^^^^^^^
تلخترین لحظه هام
^^^^^^^^^
به نام تک سوارراه عشق
^^^^^^^^^
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


www.minos.bogfa.com -->